مذاکرات چندروزگذشته ی ایران با )5+1(درژنو باتمام مذاکراتی که به بهانه برنامه ی هسته ای ایران تشکیل شده ایت ازبسیاری جهات متفاوت می باشد اما تفاوت هائی  که من به آن خواهم پرداخت با آنچه که رسانه ها به عنوان وجه تمایز این دورازمذاکرات به آن پرداخته اند تفاوت دارددرست است که :

-سطح مذاکرات دراین دوره ازنظر رسانه ها با دوره های دیگر متفاوت بوده است

-شرکت وزرای خارجه ی هفت کشور صنعتی وبزرگ جهان اهمیت این مذاکرات را نسبت به دوره های قبل پیش ازپیش برای همه ی جهان آشکار ساخت

-حضور این وزرا بدون هماهنگی قبلی دریک روز بسیارتعجب آور بودو اهمیت این دور ازمذاکرات راده چندان نمود

اما پاسخ سوالات زیر تفاوت های دیگراین مذاکرات را بیان خواهد کرد

1-از نظر گروه1+5ومتعهد آنها آمریکا ،ایران بعلت تحریم  دربدترین شرایط اقتصادی قرارگرفته است وبه همین دلیل ایران شرایطی را که مد نظر آنها خواهدبود  ازجمله تعلیق غنی سازی وارسال ذخیره ی اروانیوم براحتی خواهدپذیرفت

2-اما برخلاف این تصور،مقامات کشورمان خط قرمز ایران را:حق غنی سازی 20درصد اعلام نمودند ودرگام های بعد درخواست کاهش اعمال تحریم هاراخواستار شدند

3- از راه های اعتمادسازی برای اطمینان آنها هم تاکنون هیچگونه  صحبتی ازطرف ایران به میان نیامده است

4-دردوره های گذشته  ایران به فن آوری ساخت سانتریفوژدست پیدانکرده بود وموفق به غنی سازی درحد3درصد شده بود وحتی مدتی برای جلب اطمینان ، غنی سازی رانیز به حالت تعلیق درآورد وازطرفی فشارتحریم ها به شدت کنونی اقتصادکشورمان را به خطر نیانداخته بود

اگر دلایل قبلی انها را با شرایط امروز مقایسه کنیم بنظر میرسد که  امکان   توافق بسیار سخت تر شده است ولی شواهد وحدس وگمان  ها  چیز دیگری می گوید.

 اقتصاد بیمار ایران بعلت  شدت تحریم ها ، تاکید واصرارایران برای برسمیت شناختن غنی سازی 20درصد،افزایش دانش هسته ای وتعدادسانتریفوژهادرایران نسبت به گذشته ،عدم اعلام خط مشی های اعتمادسازی ازسوی ایران از یک سو وخواسته های حداقل طرف مقابل نسبت به گذشته ازسوی دیگر نشان میدهدکه : انها ازمواضع قبلی خود بسیار عقب نشینی کرده اند وبرعکس کشورمان دراین شرایط حساس نه تنها ازمواضع قبلی خود به هیچ وجه کوتاه نیامده است بلکه با قدرت خواسته های بیشتری را درخواست نموده است  واهمیت موضوع تا انجاست که دریک روز 7وزیر خارجه برای مسائل هسته ای ایران بدون هماهنگی قبلی  به ژنو می آیند.

درحالیکه  باوجود همکاری همه جانبه ی ایران دردوره های گذشته،انها برای ایران تره هم خورد نمی کردند

چه اتفاقی افتاده است وچه چیزی معادلات را برهم زده است .آیا توافقات آینده دردرجه ی اول  واقعا برروی مسائل هسته ای است یا توافق برای تغییر جغرافیای خاورمیانه و.......؟

 ازسال 1945بعدازپایان  جنگ جهانی دوم  اختلافاتی بین امریکا وکشورهای اروپائی برای تقسیم منافع درخاورمیانه وجود داشته است درواقع امریکا هیچگاه از آنچه که درتوافق اروپائیان به اورسید راضی نبود وازآن زمان بدنبال توسعه قدرت خود درخاورمیانه است برای همین منظوربا تاسیس اسرائیل به عنوان نماینده وحامی منافع خود تلاش کرد که بین کشورهای عربی وا سرائیل صلح برقرارنماید برنامه ی او موفقیت آمیز بود مصر جلودار کشورهای عربی برای صلح بااسرائیل شد .اتحاد کشورهای عربی درمقابل اسرائیل نیز باید شکسته میشد وبا حمایت ازعراق برای حمله به کویت این موضوع نیز حل شد.برای امریکائیان همه چیز خوب پیش می رفت تا اینکه سناریوی تغییر حکومت  برخی از کشورهای عربی وافریقائی دردستور کار امریکا قرارگرفت آنها سناریوی" ازماست که برماست"را می خواستند اجراءنمایند باحمایت از گروهای افراطی اسلامی درمصر می خواستند ازطریق دامن زدن به اختلافات مذهبی به اهداف خود برسند ماهم که از حول حلیم افتادیم توی دیگ  واز  بهار عربی که امریکائیان بوجودآوردند خوشحال شدیم  البته اشکالاتی بوجود آمد وهمه ی آنچه که اتفاق افتاد مطابق برنامه ریزی آنها نبود مثل تغییر حکومت مصر وپیروزی اسلامگرایان .برخلاف آنچه که امریکا ازاین گروه انتظار داشت ،انها از ابتدای پیروزی ،بدون توجه به حمایت های غرب درصدد قطع روابط با امریکا برآمدند .متاسفانه نبود تجربه ی کافی این گروه ،بهانه های لازم را فراهم ساخت تا امریکائیان مجددا قدرت را به دسته ای ازشبه نظامیان حسنی مبارک حامی قبلی خود واگذار نمودند.

زمانبندی امریکائیان به این دلیل اندکی با تاخیر جلورفت وگام بعدی آنها سوریه بود .با کشورهای دیگر عربی مثل عربستان وقطر وکویت وامثالهم  هم (که یاد وخاطره ی صدام برایشان کابوس ایجادمی کرد )مشکلی نداشتند .آنها برای جلوگیری از بروزرخدادبهار عربی وترس از نفوذ افکار بیداری اسلامی درکشورهایشان  ،با امریکا پیش از پیش متعهد شدند امریکائیان هم که با راه اندازی وکمک به ایجادبهار عربی به منافع خود رسیده بودند وازطرفی تجربه بهارعربی مصر آنهارا معطل نموده بود ساختار حکومت های عربی حاشیه ی خلیج فارس را درمقابل اتحادوحمایت بیشتر انهااز  امریکا ،به همان شکل قبلی پذیرفتند. کشورهای عربی  هم برای نشان دادن حسن نیت خود با همه ی توان درآخرین پروژه ی امریکا برای ازبین بردن سوریه به عنوان آخرین پایگاه درخاورمیانه شرکت کردند.

اما ماجرا واهداف آنها  بهمین راحتی درسوریه محقق نشد کشورهای روسیه ،چین ،ایران واردمناقشه ی جنگ سوریه شدند  که درصورت اصرارامریکا ومتعهدانشان بحران سوریه به جنگ جهانی سوم تبدیل میشد اما عقب نشینی برای آنها گران تمام میشد باید ازراه دیگری وارد می شدند .

امریکا ناچار است نقشه ی راه خود را به شکل زیر تغییر دهد.

اسرائیل درگذشته علاوه بر مخالفت کشورهای عربی ،حامیان زیادی نداشت اما امروز ایران تنها مخالف اسرائیل است .حالا که گزینه های نظامی برای ازبین بردن سوریه کارساز نشد!باید ازطریق مذاکرات با ایران به گفتگو نشست .

اهداف امریکا درمذاکرات با ایران ،درقالب سوالات زیر مطرح خواهدشد

آیا ایران می تواند ازدشمنی با اسرائیل دست بردارد ؟حتی اگر این توافق بصورت پنهانی باشد؟دراین صورت درمقابل آن چه چیزی خواهدخواست ؟آیا با مجوز انرژی هسته ای راضی خواهد شد ؟آیا علاوه برآن ازما خواهد خواست که مخالفان سوریه را حمایت نکنیم ؟اگراین توافقات انجام گیردآیا اسرائیل به ایران اعتمادخواهد کرد.
پاسخ این سوالات مشخص نیست اما درخصوص تاثیر طولانی مدت هرموضوعی می توان گفت:
هرآن عاقل که بامجنون نشیند                                            نباید کردنش جزذکر لیلی