ساعت هشت صبح بود .باخودش فکرکردکه،زود است به خانم دکتر مریدی تلفن بزند.معمولا موقع صرف صبحانه روزنامه تایمز لندن رو نگاه می کرد روایط ایران وکشورهای اروپائی وبخصوص انگلستان بشدت تیره شده بودمعمولا یکی ازتیترهای روزنامه های لندن ،به این موضوع اختصاص داشت واولین تیترروزنامه ی تایمز هم تعطیلی سفارت انگلستان در تهران بود که بدلیل امنیتی وتجمع تعدادی ازافراد بسته شده بود .
مهشید تاچنددقیقه فقط روزنامه را نگاه میکرد.انگار نمی توانست حرکتی انجام دهد .فکرمی کرد که خبر اشتباه چاپ شده است یا تاریخ روزنامه مربوط به مدتها قبل است کمی خوشحال شد ودنبال تاریخ روزنامه می گشت .اما تاریخ روزنامه درست بود 29نوامبر2011.مهشید با تشویش ونگرانی گوشی تلفن را برداشت وبه سارا زنگ زد .گوشی چندبار زنگ خورد سارا ازکه  رفت وآمد روزانه خسته شده بود وپلک هایش رویهم سنگین شده بود تصورمیکرد که صدای زنگ تلفن را درخواب میشنود امابعدازاینکه گوشی چندباردیگرزنگ خورد گوشی را برداشت مادرش با نگرانی واضطراب گفت،
ساراعزیزم می بخشیدمجبور شدم ازخواب بیدارت کنم .امروز سروصدای مردم، شلوغی وصدای تیراندازی نشنیدید
اوه..ه ماماننمیشد این سوال هاراصبح بپرسی ،؟چرا نگرانی ؟اتفاقی افتاده ؟امروزدربعضی ساعت های بعداظهر ،رفت وآمد خودروهای پلیس درخیابانها بیشتر شده بود که دیروزهم علاوه براینکه سر هریک چهارراها تعدادی نظامی مسلح استاده بودند ،ماشین های پلیس هم ترددمیکردند ولی تعدادآونها امروز بیشتر شده !
من دارم روزنامه تایمز رو می خونم درتیتر اول نوشته که مردم ودانشجویان به سفارت  انگلستان حمله کردند